تبليغاتX
صهبا
         پس از ماه ها ، دو باره مي نويسم ، نه براي دل خودم بلكه براي دل ف . ن عزيزم كه مثل دختر خودم ، مثل همه دختر هاي عزيزم ، دوستش دارم و آرزوي خوشبختي و خوشحالي براش دارم .

           براي همه دختر هاي مهربان و خوش اخلاقي كه با محبت هاي بي غل و غش خودشان مرا شرمنده تر مي كنند . 

           امروز رفتم و وبلاگ قشنگشو ديدم ، از خواندن شعرهاش هم خوشحال شدم هم غمگين . خوشحالم كه اين طور زيبا احساسات خودشو بيان كرده و غمگين از غمي كه در اين سروده ها موج مي زنه .

          از خدا مي خوام كه بچه هاي ما با داشتن هدفي زيبا و روشن به آينده اي زيبا و روشن فكر كنند و اميدوار باشند و فعال .

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 22:14  توسط شیما ازکیا  | 

با بچه های سوم ( چه سوم انسانی و چه سوم تجربي ) واقعا حال مي كنم ، يك  كلاس صميمی و پر شور  و آكنده از نگاه هاي جستجوگر و پر اميد . همه دانش آموزان را دوست دارم خصوصا بچه هاي اين دو كلاس را ، جای شما خالي وقتي بچه ها آثار خودشان را می خوانند يا در مورد يك فيلم جديد بحث و گفتگو می كنند .

يك رسم قشنگ بعضي از كلاس ها هم اين است كه قبل از ورود من به كلاس شعرهای جالبی را روي تخته می نويسند و انتظار دارند حتما به آن توجه كنم و در موردش با هم حرف بزنيم .

بعضی وقت ها هم كه فرصتي پيش می آيد برايشان خاطره و نقلی تعريف میكنم و به اين ترتيب بيشتر با هم همدلی میكنيم ، چون خاطره های من هميشه شيرين نيستند ، من از شكست ها و تجربه های تلخم با آن ها حرف زده ام و خوب میدانم كه دل های بزرگ آن ها خوب قضاوت میكند و مي بخشد .

يك روز در دقايق پايانی كلاس عاطفه از من خواست كه آن ها را دعا كنم و من با كمال ميل پذيرفتم و ديدم كه در چشم های همه ی ما ستارگانی از جنس مهر و دوستی می درخشد . 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 17:43  توسط شیما ازکیا  | 

   امروز تاسوعا و فردا عاشوراست . از یک منظر دیروز و امروز وفردا با روزهای دیگر تفاوتی ندارند . و از یک دیدگاه : « ممیز حق و باطل » فردا ٬ روزی است که حق و باطل از هم منفک می شوند . فردا ( و هر روز )  از خود می پرسیم : ما کدام سو هستیم ؟ حسین ( ع ) یا .....

        از کجا بدانیم که راه را درست می رویم ؟ آیا روضه و تعزیه رفتن ٬ نذری دادن یا خوردن ! و... برای تشخیص راه کافی است ؟ 

       به راستی اگر ما همراه با حسین بن علی ( ع ) ٬ در مناسک حج بودیم ٬ بی چون و چرا حج را نیمه کاره رها می کردیم و به دنبال این اقلیت ٬ دست از اکثریت می کشیدیم ؟

    آیا مناصب و مصلحت هایمان را رها می کردیم و به ندای پسر علی و فاطمه ( ع ) لبیک می گفتیم ؟

        من که از خودم مطمئن نیستم ...... 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 17:16  توسط شیما ازکیا  | 

  قرآ ن می خواندم ، به این آیه رسیدم : و سارعوا الی مغفره من ربکم و..... شتاب کنید ( سرعت بگیرید ) برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن آسمان ها و زمین است و برای تقواپیشگان آماده و مهیا شده است . آنان که در توانگری و تنگدستی ، انفاق می کنند و خشم خود را فرو می برند و از خطای مردم گذشت می کنند ، و خدا نیکوکاران را دوست دارد . ۱۳۳ و ۱۳۴ آل عمران

     هنوز در فکر هستم که من تاکنون برای چه چیزهایی و در چه کارهایی مسابقه داده ام و سرعت گرفته ام ، باور کنید که : جز وحشتم نیفزود ....

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 15:54  توسط شیما ازکیا  | 

سال هاست که در آگهی های ترحیم از ترکیب فوت نابه هنگام ( نابهنگام ) استفاده می شود نمی خواهم وارد بحث نظام احسن خلقت شوم که در آن هر چیزی به جای خویش نیکوست .... بلکه از کاربرد ترکیب : «غیر مترقبه » شاکی هستم ! وقتی که کشور ما در میان سرزمین های بلاخیز جهان قرار دارد٬ آن هم در رتبه های بالا پس غیر مترقبه به چه معناست ؟ اصلا به آمارها و .... کاری نداریم  ٬همین الان یک ماه مانده تا آخر تابستان ٬ وزش بادهای پاییزی را احساس می کنیم ٬ آیا پاییز غیر مترقبه و نا به هنگام است ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 12:47  توسط شیما ازکیا  |